حیدری: در سال ۲۰۵۰ سوخت‌های فسیلی نیاز تنها نیمی از مردم جهان را پاسخ خواهند داد

دکتر شاهین حیدری عضو هیئت علمی و رئیس سابق دانشکده معماری دانشگاه تهران و نیز رئیس کنونی پردیس هنرهای زیبا در دانشگاه تهران، در دومین جلسه از درسگفتارهای «هنرهای فضاوند» که ۲۸ دی ماه سال جاری برگزار شد، به طرح تفصیلی مباحث خود پیرامون «طراحی معماری در گردونه‌ی انسان- انرژی – محیط» پرداخت و متن زیر خلاصه‌‌ای از بخش نخست (مقدمه) گفته‌های وی در این جلسه است:

حیدری 2

مبحثی که امروز قصد طرح آنها را دارم، لاجرم با مباحثی که به شکل رایج در حوزه معماری مطرح می‌شوند، دارای تفاوت‌ است. این تفاوت از آنروست که مباحث مذکور به «متن» موضوع و مبحث من به حاشیه‌ی موضوع می‌پردازد. همواره پس از آنکه «متن» جا افتاد و مسائل مربوط به آن حل و فصل شد، حاشیه به کمک می‌آید. حاشیه وظیفه‌ی پاسبانی و پاسداری از متن را بر عهده خواهد گرفت. امروزه که معماری ما در «متن» خود دارای مشکلاتی آشکار است، به طبع سخن‌گفتن از حواشی، کمی سؤال‌برانگیز خواهد نمود. اما در همین شرایط نیز به همّت برخی دانشمندان و متخصصان کشور، «متن» معماری ما به سمت روشن‌ترشدن پیش رفته و در حال دورشدن از مصائبی است که طی سالیان متمادی بر آن وارد شده است. از اینرو فضای کنونی معماری ما نیز چندان بی‌نیاز از  طرح مباحثی در «حاشیه» آن نیست.

بخش قابل‌توجهی از مباحث نشست امروز، شاید برای نخستین بار است که مطرح می‌شوند. در این گفتار به دنبال این هستم نظری تازه را درباره یک مسئله مطرح کنم، البته صحبت‌هایم از نوع اثبات‌گرایانه (پوزیتیویستی) خواهند بود. پس از مقدمه یک پژوهش میدانی(field work) را که به کمکی گروهی از دانشجویان در سال ۱۳۸۰ آغاز و در ۱۳۹۰ به پایان رسید، گزارش خواهم داد. در این پژوهش، مطالعه‌ی یکی از مهمترین نکات در مباحث مربوط به انرژی دنبال شده است که شاید در ایران امروز هم بتواند مطرح و محل توجه قرار گیرد. شاید تا امروز چنین اعتنایی به این مسئله نشده است، البته باید تاکید کنم که نتایج این پژوهش به مدد معماری گذشته‌ی ایران و نه پشتوانه‌ی دیگری، تدوین و ارائه شده‌اند. وقتی قسمتی از نتایج این پژوهش را در کنفرانسی در انگلستان ارائه کردم، مورد تشویق واقع شد و معتقدم این تشویق، نه خطاب به من بلکه خطاب به آثار معماری نیاکان‌مان بود که از ۳۵۰۰ سال به این سو، عاشقانه، عالمانه و همدلانه، معماری آفریده‌اند.

فراخور بحثی که مطرح می‌شوند ناگزیرم به طرح مباحثی نیز بپردازم که شاید تکراری بنمایند، چه آنکه در جامعه امروز ما به فزونی درباره‌ی این مسائل سخن می‌رود.

پلت‌فرم معماری: انسان انرژیمحیط

سه بحث انسان، انرژی و محیط‌زیست، هر یک از وجوه مختلف خود، بر مقوله‌ای معماری نه فقط تاثیرگذار هستند، بلکه باید گفت معماری اساساً بر سکّوی(Platform) این مباحث سه‌گانه قرار می‌گیرد و بی توجه به این سه اصل، علی‌القاعده نباید معنایی بیابد.

در گام نخست، «انسان و نیازهایش» را مورد قرار مطالعه داده و این پرسش را دنبال کردم که آیا سکوی انسان و انرژی و محیط، دارای سطوح (level) و مراتب مختلف است یا آنکه هر سه اصل آن در یک مرتبه قرار می‌گیرند؟ و مشاهده کردم که «انسان» به نسبت «انرژی» و «محیط» در مرتبه‌‌ای اعلا قرار گرفته است. البته مقوله‌ی «انسان» را از جوانب مختلف فیزیولوژیکی، سایکولوژیکی و.. می‌توان مورد توجه قرار داد. اما مسئله‌ی حائز اهمیت، این است که نگاه به «انسان» به دلیل وجوه مختلف این مقوله، مستلزم توجه دقیق به آن دو مقوله‌ی دیگر و ارزش‌گذاری بر آنهاست.

مطابق منحنی، تقاضای انرژی (تصویر ۱ – بخش قرمز رنگ مازاد تقاضاست) مورد نیاز جهان در سال ۲۰۵۰، برابر ۷۰۰۰ میلیون مترمکعب زغال‌سنگ است. با روندی که کشور ما و همه‌ی جهان در مصرف انرژی دنبال می‌کنند، حتی با نگاهی خوش‌بینانه، پرسش این است که وضعیت جهان به لحاظ انرژیِ در اختیار، در سال ۲۰۵۰، چه خواهد بود؟ به عبارت دیگر در سال ۲۰۵۰، چه میزان از انرژی مورد نیازمان را در اختیار خواهیم داشت؟ در سال ۲۰۵۰ خوش‌بین‌ترین افراد با نمودار زیر (تصویر ۱) در توافق هستند و بگذریم که به اعتقاد بسیاری این نمودار هنوز رویاپردازانه و غیر واقعی است. مجموع منابع مختلفی که احتمالاً در سال ۲۰۵۰ در اختیار خواهیم داشت – با هر سرعتی که بخواهیم از انرژی‌های تجدیدپذیر و انرژی‌های خورشیدی استفاده کنیم – تنها به ۳۸۰۰ میلون مترمکعب زغال‌سنگ می‌رسد. یعنی تنها نیمی از نیاز جهان. وقتی نیمی از میزان انرژی موردنیاز را در اختیار داریم، بدین معناست که نیمی از مردم جهان امکان دسترسی به انرژی را خواهند داشت و این پرسش مطرح می‌شود که آن نیمه، شامل مردم چه بخش‌هایی از جهان است؟ مسلماً کشور ما و بسیاری کشورهای دیگر از این انرژی برخوردار نخواهند بود، هر چند که بخش قابل‌توجهی از منابع فسیلی در اختیار کشورهایی مانند کشور ماست.

Untitled-1

تصویر ۱

اینجاست که آرام‌آرام پرده‌ای از برابر واقعیت امر کنارزده می‌شود و واقعیت بسیاری اتفاقات که در بازار سیاست و بازار جنگ‌های مختلفی که خاورمیانه و کشورهایی مانند کشور ما را با خود مواجه می‌کنند، نمایان می‌شود. کشور ما در سال ۲۰۵۰، جزء کدام دسته است؟ کشورهایی که باید بمانند یا آنهایی که باید از بین بروند؟ به طبع بر اساس تقسیم‌بندی امروز دنیا، ایران جزء کشورهایی است که فاقد انرژی خواهد شد. اگرچه که احتمالاً آنروز هم همچون امروز بر روی انرژی قدم خواهیم زد اما امکان استفاده از آن را نخواهیم داشت؛ همچون قدم‌زدن جمعی تشنگان بر روی دریایی که در زیر لایه‌ای از یخ قرار گرفته است. این نمودار واقعیتی را نشان می‌دهد که به واقع تأسف‌بار است.

همچنین در این نمودار (تصویر ۱) نشان داده شده که جهان در سال ۲۰۳۰ به قلّه‌ی استفاده از انرژی‌ نفت خواهد رسید. من در سال ۱۳۸۰، در طرحی پژوهشی با وزارت نیرو، چنین گزارش کردم که کشور ما باید از نفت گذر و به سرعت آن را با انرژی‌های جدید جایگزین کند. همچنین ما نباید تا این اندازه به انرژی «گاز» متکی شویم. اتّکا بر «گاز» برای ایران ما فاجعه است. زیرساخت‌های زیادی در کشور ما برای استفاده از انرژی «گاز» ایجاد شده‌اند اما این هزینه‌ها به واقع به سمت درستی صرف نشده‌اند و مضاف بر آن استفاده‌ی امروز ما از این انرژی هم استفاده‌ی درستی نیست. بعنوان نمونه معتقدم آنچه وقوع زلزله را در کشور ما به معضلی نگران‌کننده بدل می‌کند، در وحله‌ی نخست هرگز فروریختن ساختمان‌ها نیست، بلکه وقوع آتش‌سوزی‌هایی پی‌درپی است که در نتیجه‌ی انفجار منابع گاز خواهند بود.

اما در مواجهه با این واقعیت (بحران انرژی در جهان آینده)، کشور ما و دیگر کشورهای جهان چه می‌کنند؟ ما ظاهراً راهکارها را نمی‌دانیم و به راه‌هایی می‌رویم که چندان کارا نیستند. گواه این مدعا را به روشنی در نمودار زیر (تصویر ۲) که اطلاعات آن مستند به طرازنامه‌های گزارش‌شده از سوی وزارت نیرو هستند، خواهیم یافت. در سال ۱۳۸۸ در کشور ما تصمیم بر آن می‌شود که به مردم یارانه پرداخت شود. به این امید که پرداخت این یارانه‌ها و افزایش قیمت انرژی، سبب کاهش در مصرف انرژی خواهند شد. اگرچه کاهش مصرف انرژی، یک راهکار جهانی است، اما برای ما به شعاری بدل شد که نتیجه‌ای متفاوت از نتایج راهکارهای جهانی داشت. چنانکه در نمودار مشاهده می‌شود، در سال ۱۳۸۸، توسط کارشناسان و مسئولان مختلف کشور سه نمودار پایینی (منحنی‌های ممتد)، بعنوان روندهای مصرف انرژی در سه بخش «ساختمان»، «صنعت» و «حمل و نقل»، پیش‌بینی شده بودند، اما در عمل برای هیچ یک از این سه بخش چنان نشد (تصویر ۱ – منحنی‌های خط‌چین). این واقعیت نشان می‌دهد که راهکار ارائه‌شده در سال ۱۳۸۸ نتیجه‌ی معکوس داده است و هرگز نتوانسته در کاهش میزان تقاضای مصرف انرژی موفق عمل کند. بنابراین راهکار «صرفه‌جویی» بعنوان راهکاری جهانی در جهت رفع بحران انرژی، در ایران نتیجه‌ی معکوس داده است.

Untitled-2

تصویر ۲

این ناکامی کشورمان در کاهش مصرف انرژی چه دلایلی می‌تواند داشت؟ معتقدم در ایران چهار معضل دست‌به دست هم دادند تا همگی راهکارها (از جمله، پرداخت یارانه‌ها و افزایش قیمت انرژی) برای کاهش مصرف انرژی، نتیجه‌بخش نشوند.

معضل نخست «انتخاب نادرست منابع مصرف» است. به عنوان مثال ما به جای گسترش بهره‌وری از انرژی «برق»، انرژی «گاز» را مطرح کردیم. این درحالی است که در بسیاری از کشورها از جمله انگلستان استفاده از انرژی گاز در ساختمان‌های بیش از سه طبقه ممنوع است. کشور ما منابع مصرف انرژی را به اشتباه برگزیده است.

معضل دوم «انتخاب نادرست تجهیزاتِ مصرف‌کننده» است. تجهیزات مصرف‌کننده انرژی در کشور ما به درستی انتخاب و ساخته نمی‌شوند. به عنوان مثال وسایل خانگی و حتی ساختمان خانه‌های ما، به لحاظ مصرف انرژی طراحی و ساخت مناسبی ندارند، همچنین طراحی شهرهای‌مان نیز به لحاظ صرف انرژی نامناسب است.

معضل سوم «طراحی، تولید و استفادۀ نادرست در معماری و شهر» است. وجود این معضل را به آسانی تایید می‌توانیم کرد اگر تنها طراحی ساختمان وزارت نیرو را که اتفاقاً متولّی حفاظت و صیانت از منابع انرژی است، در نظر بگیریم. این ساختمان همچون کوره‌ای از آتش است.

معضل چهارم «عدم شناخت درست از انسان به عنوان محور مصرف منابع» است. فقدان این شناخت سبب می‌شود که درکی اشتباه از مسائل و نیازهای انسان و متعاقب آن برخوردی نادرست با آن‌ها داشته باشیم. یکی از مشکلات امروز جامعه‌ی ما، این است که افراد مسئول تصور می‌کنند افراد جامعه هیچ فهمی نداشته و متوجه‌ی هیچ مسئله‌ای نیستند؛ تصور می‌کنند می‌بایست برای جامعه تعیین تکلیف کرد. این مشکل نشان می‌دهد که صاحبان آن تصورات نه خود را شناخته‌اند و نه جامعه‌ی پیشِ‌روی‌شان را.

اما در دنباله‌ی توضیح معضل سوم، باید اضافه کنم که ۴۸ درصد از منابع انرژی کشور به مصرف شهر و معماری می‌رسد. این رقم نشان می‌دهد که نیمی از تقصیرهای مرتبط با بحران انرژی کشور، متوجه جامعه‌ی معماران و شهرسازان است. از آنرو که آنها نیز نه مسائل خود و نه مسائل جامعه‌ی پیش‌روی‌شان را نمی‌شناسند. همچنین مقصران تولید ۵۳ درصد از گازهای گلخانه‌ای را همین معماران و شهرسازان تشکیل می‌دهند. این دو رقم در کنار هم نشان می‌دهند که ساخته‌های معماران و شهرسازان کشورمان به‌لحاظ مصرف انرژی، به معضل «بدسوختی» دچار هستند. همچنین استناد به همین ارقام کفایت می‌کند که بگوییم، در کشور ما تأسیسات ساختمانی و شهری به هیچ وجه به وظیفه‌ی خود عمل نمی‌کنند.

چندی پیش مقاله‌ای را از یک روانشناس مطالعه می‌کردم که موضوع بهره‌وری انسان از ۲۴ ساعت یک شبانه‌روز را مورد بحث قرار داده و پرسش‌های جالبی را درباره‌ی بخصوص ۸ ساعت فراغت انسان‌ها مطرح کرده بود. از جمله اینکه آیا ما در این ۸ ساعت فراغت‌مان، آشپزی، استفاده از وسایلی چون ماشین لباسشویی، ماشین ظرف‌شویی و تلویزیون و … را دخالت می‌دهیم؟ و اگر دخالت می‌دهیم، باید این وسایل به نوعی طراحی شوند و به نوعی هنر و وظیفه‌ی خود را عرضه کنند که از بکارگیری‌شان لذت بتوانیم ببریم و این لذت تنها به دست توانای هنرمندانی که آن هنر را می‌شناسند، تأمین خواهد شد. معتقدم این روانشناس – اگرچه خود اذعان داشت که شناخت کاملی از دنیای هنر ندارد- بدرستی درباره‌ی هنر سخن گفته است.

نمودار زیر (تصویر ۳) نشان می‌دهد که در کشورهای توسعه‌یافته، تمهیدات و راهکارایی برای ثابت‌ نگه‌داشتن میزان تولید سالانه‌ی گازهای گلخانه‌ای، در حال اجرا است و این نمودار همچنین افزایش سالانه‌ی این گازها در کشورهای در حال توسعه را، بدلیل نبود چنان راهکارهایی، پیش‌بینی می‌کند.

Untitled-3

تصویر ۳

تولید گاز دی‌اکسید‌کربن به ازای هر نفر ۵ تُن در سال است، روزانه معادل ۱۳/۵ کیلوگرم. اگر این مقدار در سال ۲۰۵۰ به یک رشد ۱۰۰ درصدی برسد، فاجعه انسانی در اغلب کشورها به ويژه جهان‌سوم رخ می‌دهد. نیمی از این مقدار ناشی از تولید برق از سوخت‌های فسیلی است. زیرا هر یک کیلوات‌ساعت برق تولیدی ناشی از سوخت فسیلی، یک کیلوگرم گاز دی‌اکسیدکربن تولید می‌شود. به نظر می‌رسد این مقدار در سال ۲۰۵۰ باید به صفر برسد. اما آیا این کار شدنی است؟

البته که یک راهکار برای این معضل وجود دارد و آن استفاده از منابع تجدیدپذیر انرژی است. اما می‌بایست بدرستی در این راه گام برداریم. چندی پیش در جلسه‌ای در وزارت نیرو، همین موضوع را عنوان کردم و گفتم: تاکنون هیچ توجیه قدرتمندی برای خانوارهای ایرانی برای استفاده از منابع و تجهیزات انرژی‌های تجدیدپذیر (سیستم‌های فوتوولتائیک، آبگرمکن‌های خورشیدی، توربین‌های کوچک بادی و…) ارائه نشده است، زیرا مردم بدرستی می‌دانند که استفاده از این تجهیزات به هر شکلی، به لحاظ هزینه برای آنها بصرفه نخواهد بود. اما چگونه می‌توان مردم را در این موارد، به کفایت توجیه کرد؟ راهکار من این بود که در رساناهای جمعی و مجلات و روزنامه‌های تخصصی و غیرتخصصی، نه بر موضوع کاهش مصرف انرژی بلکه بر موضوع کنترل تولید گاز co2 ، مانُور بدهیم و مردم را به این آگاهی برسانیم که تولید دی‌اکسیدکربن، در بروز انواع سرطان‌ها و بیماری‌های ریَوی نقش موثر و بارز دارد. در این صورت می‌توانیم امید داشته باشیم که گام درستی در اجرای راهکار استفاده از منابع تجدیدپذیر برداشته‌ایم….

دکتر شاهین حیدری دانش‌آموخته (تا مقطع فوق دکتری) در زمینه‌ی «معماری-انرژی» از دانشگاه‌های شفیلد و شفیلد هالام انگلستان و از جمله‌ی نخستین مدرسان و متخصصانی است که مباحث و علوم مربوط به دانش فوق را در ایران طرح و تدریس کرده‌اند. وی جز شرکت در متعدد همایش‌های بین‌المللی و انتشار بیش از ۳۰ عنوان مقاله‌ علمی-پژوهشی در مجلات داخلی و بین‌المللی، تألیف ۶ کتاب با عناوین «بهینه‌سازی مصرف انرژی در ساختمان با تکیه بر استاندارد نوین آسایش حرارتی» (وزارت نیرو ۱۳۸۴)، «برنامه ریزی انرژی در ایران» (دانشگاه تهران ۱۳۸۸)، «معماری و روشنایی» (دانشگاه تهران ۱۳۸۸)، «در جستجوی هویت شهر ایلام» (مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری ۱۳۸۸)، «سازگاری حرارتی در معماری» (دانشگاه تهران ۱۳۹۳)، «درآمدی بر پژوهش معماری» (فکر نو ۱۳۹۳) را در کارنامه‌ی فعالیت‌های علمی خود دارد.

انتشار متن کامل مباحث این نشست، در کتابی که متن دیگر جلسات درسگفتارها را هم شامل خواهد شد، توسط نشر فضا در سال آینده، صورت خواهد گرفت.

One thought on “حیدری: در سال ۲۰۵۰ سوخت‌های فسیلی نیاز تنها نیمی از مردم جهان را پاسخ خواهند داد

  • وقتى مى توان به شاخص هايى از نوع سخن فوق دست يافت که انسان را در مرتبه اى بالاتر از انرژى و محىط قرار دهيم…همانگونه که در اين خبر آمده است و نمودارهايى بر اساس جامعه آمارى پژوهشگر ترسيم شده است که البته مى تواند درست هم باشد … اين گونه درسگفتارها لازم به نظر مى رسد براى توجه بيشتر به اين که ما چه مى,سازيم …چرا مى سازيم و چگونه مى سازيم و براى چه مدت زمانى …اما فراموش نکنيم که هنوز در اين قرن در خصوص زيستمندان به يک سخن متقن نمى توانيم برسيم انگاه که به هر سه اين پديده ها انسان محيط و انرژى بى اولويت دادن به يکى بر ديگرى توجه مى کنيم …در پايان بخش اخبار بسيار خوب مديريت مى شود…سپاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *